چه کسی مانع ویرانی خواهد شد؟ به قلم مریم دولتیاری
پارت سی و دوم :
ولی آخر چرا باید دروغ میگفت؟ اصلاً اگر به این قضیه ربطی داشت چرا باید خودش را به در و دیوار میکوبید تا اثبات کند دوستش به قتل رسیده و باید پرونده را پیگیری کنند. معقول بود مگر؟
کلافه افکارش را پس زد و به سمت خانه راه افتاد.
بعد از نیم ساعت رسید.
امروز اولین روز کاری پرستاری بود که برای مادرش گرفته بود. زنی تقریبا سی ساله و باحوصله که قرار شده بود علاوه بر محافظت از مادرش کا
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.
مریم دولتیاری | نویسنده رمان
💚💚💚
۷ روز پیشسارا
00مادرش گناه داره🥲
۱ هفته پیشمریم دولتیاری | نویسنده رمان
:))
۱ هفته پیشسمیرا
00وای چقدر دلم سوخت برا همایون.. نمی فهمم واقعا الان نکنه مامان حمایون قاتله😭😂
۱ هفته پیشمریم دولتیاری | نویسنده رمان
بچه هااا دیگه همه که نمی تونن قاتل باشن خیلی ها راهنمایی می کنن تو مسیر کشف قاتل. دقت کنیددد
۱ هفته پیش
اسرا
00ممنون که مشکلات آدمی که چنین کارداره وتوخونه هم دچارمشکل نوشتی تاشایدکمترقضاوت کنیم🙏💋